تبليغاتX
هیئت فاطمیون دانشگاه آزاد اسلامی رودبار

سه نور آمد به عالم پر ز احساس

معطر هر سه از عطر گل یاس

سه نور تابناک آسمانی

حسین بن علی،سجاد،عباس

سلام بر شیعیان و اعیادش ، سلام بر شعبان و مناجات شعبانیه اش ، سلام

بر حسین و عباسش ، سلام بر سجاد و سجده هایش ، سلام بر علی اکبر و

جوانیش ، سلام بر نیمه شعبان و ظهور مولودش ، فرا رسیدن ماه شعبان و

اعیاد شعبانیه و ولادت سه گل یاس حسین بن علی و سجاد و عباس (ع) رو

به شما برادران و خواهران دانشجوی عزیز و پرسنل محترم دانشگاه آزاد

اسلامی رودبار و همچنین ریاست محترم ( آقای مهندس جلوه ) و معاونت

محترم ( آقای نویدی ) و همچنین ریاست دفتر فرهنگ و ارشاد اسلامی

( جناب حاج آقای قاسمی ) و دیگر عزیزان زحمتکش دانشگاه و همچنین

خواهران و برادران هئیت دانشگاه ( هئیت مکتب الزهرا " خواهران " ) و

( هیئت فاطمیون " برادران " ) تبریک عرض می نمایم . انشالله هر حاجتی در

این ماه دارید به حاجت خودتون برسید ...

به این امید که سال دیگه و سال های آتی ماه شعبان و این ایام رو در حرم

آقا عبدالله الحسین جشن بگیریم .

یه دو بیت هم در وصف آقام حسین میگم انشالله که مورد قبول ایشون واقع

بشه و ما رو هم یکی از مریدان خودشون به حساب بیارند :

در این جهان به خدا تا رمق به جان من است

هماره نام حسین بر زبان من است

چه خوانمش که محمد (ص) به وصف او فرمود

که من از آن حسین و حسین از آن من است

نظر یادتون نره

         التماس دعا دارم - یا علی مدددددددددددد

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 17:36  توسط عاشق امام حسین  | 
" زبانحال کبوتر بقیع با کبوتر حرم امام رضا ( ع ) 

 آی کبوتر که نشستی روی گنبد طلا  

تو که پرواز میکنی تو حرم امام رضا (ع)                     

 من کبوتر بقیعم با تو خیلی فرق دارم  

 سرمو به جای گنبد روی خاکها میزارم

 خونه ی قشنگ تو کجا و این خونه کجا  

  گنبد طلا کجا و قبرهای ویرونه کجا

اونجا هر کی می پره طائر افلاکی میشه  

اینجا هر کی می پره بال و پرش خاکی میشه 

اونجا خادما با زائر آقا مهربونن

اینجا زائرا رو از کنار قبرها میرونن

تو که هر شب میسوزه چلچراغها دور و برت

به امام رضا بگو غریب تویی یا مادرت

کی میگه که تو غریبی غریب عاشق نداره

روز و شب اینهمه عاشق رو خاکت سر میزاره

غریب اونه تو بقیع شمع و چراغی نداره

نه ضریح و نه حرم حتی رواقی نداره

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شهادت مظلومانه ی خانم فاطمه زهرا (س) رو به حضرت مهدی (عج) و محضر آیت الله خامنه ای و شما برادران و خواهران دانشچو ، ریاست و معاونت محترم ، اساتید ، پرسنل دانشگاه و همه ی عاشقانش عرض تسلیت داریم .

                     اعضاء هیئت فاطمیون دانشگاه آزاد اسلامی رودبار

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 1:28  توسط عاشق امام حسین  | 

                                                              

استاد شهيد آيت الله مطهري در 13 بهمن 1298 هجري شمسي در فريمان  واقع در 75 کيلومتري شهر مقدس مشهد در يک خانواده اصيل روحاني چشم به جهان مي گشايد. پس از طي دوران طفوليت به مکتبخانه رفته و به فراگيري دروس ابتدايي مي پردازد. در سن دوازده سالگي به حوزه علميه مشهد عزيمت نموده و به تحصيل مقدمات علوم اسلامي اشتغال مي ورزد. در سال 1316 عليرغم مبارزه شديد رضاخان با روحانيت و عليرغم مخالفت دوستان و نزديکان، براي تکميل تحصيلات خود عازم حوزه علميه قم مي شود در حالي که به تازگي موسس گرانقدر آن آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي ديده از جهان فروبسته و رياست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آيات عظام سيد محمد حجت، سيد صدرالدين صدر و سيد محمد تقي خوانساري به عهد گرفته اند.

در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آيت الله العظمي بروجردي (در فقه و اصول) و حضرت امام خميني ( به مدت 12 سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي (در فلسفه : الهيات شفاي بوعلي و دروس ديگر) بهره مي گيرد. قبل از هجرت آيت الله العظمي بروجردي به قم نيز استاد شهيد گاهي به بروجرد مي رفته و از محضر ايشان استفاده مي کرده است. مولف شهيد مدتي نيز از محضر مرحوم آيت الله حاج ميرزا علي آقا شيرازي در اخلاق و عرفان بهره هاي معنوي فراوان برده است. از اساتيد ديگر استاد مطهري مي توان از مرحوم آيت الله سيد محمد حجت ( در اصول) و مرحوم آيت الله سيد محمد محقق داماد (در فقه) نام برد. وي در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصيل علم، در امور اجتماعي و سياسي نيز مشارکت داشته و از جمله با فدائيان اسلام در ارتباط بوده است. در سال 1331 در حالي که از مدرسين معروف و از اميدهاي آينده حوزه به شمار مي رود به تهران مهاجرت مي کند. در تهران به تدريس در مدرسه مروي و تأليف و سخنرانيهاي تحقيقي مي پردازد. در سال 1334 اولين جلسه تفسير انجمن اسلامي دانشجويان توسط استاد مطهري تشکيل مي گردد. در همان سال تدريس خود در دانشکده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران را آغاز مي کند. در سالهاي 1337 و 1338 که انجمن اسلامي پزشکان تشکيل مي شود .استاد مطهري از سخنرانان اصلي اين انجمن است و در طول سالهاي 1340 تا 1350 سخنران منحصر به فرد اين انجمن مي باشد که بحثهاي مهمي از ايشان به يادگار مانده است.

کنار امام بوده است به طوري که مي توان سازماندهي قيام پانزده خرداد در تهران و هماهنگي آن با رهبري امام را مرهون تلاشهاي او و يارانش دانست. در ساعت 1 بعد از نيمه شب روز چهارشنبه پانزده خرداد 1342 به دنبال يک سخنراني مهيج عليه شخص شاه به وسيله پليس دستگير شده و به زندان موقت شهرباني منتقل مي شود و به همراه تعدادي از روحانيون تهران زندانی مي گردد. پس از 43 روز به دنبال مهاجرت علماي شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه ساير روحانيون از زندان آزاد مي شود.

پس از تشکيل هيئتهاي موتلفه اسلامي، استاد مطهري از سوي امام خميني همراه چند تن ديگر از شخصيتهاي روحاني عهده دار رهبري اين هيئتها مي گردد. پس از ترور حسنعلي منصور نخست وزير وقت توسط شهيد محمد بخارايي کادر رهبري هيئتهاي موتلفه شناسايي و دستگير مي شود ولي از آنجا که قاضي يي که پرونده اين گروه تحت نظر او بود مدتي در قم نزد استاد تحصيل کرده بود به ايشان پيغام مي فرستد که حق استادي را به جا آوردم و بدين ترتيب استاد شهيد از مهلکه جان سالم بدر مي برد. سنگينتر مي شود. در اين زمان وي به تأليف کتاب در موضوعات مورد نياز جامعه و ايراد سخنراني در دانشگاهها، انجمن اسلامي کردن محتواي نهضت اسلامي پزشکان، مسجد هدايت، مسجد جامع نارمک و غيره ادامه مي دهد. به طور کلي استاد شهيد که به يک نهضت اسلامي معتقد بود نه به هر نهضتي، براي اسلامي کردن محتواي نهضت تلاشهاي ايدئولوژيک بسياري نمود و با اقدام به تأسيس حسينيه ارشاد نمود و با کجرويها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد. در سال 1346 به کمک چند تن از دوستان اقدام به تأسيس حسينيه ارشاد نمود به طوري که مي توان او را بنيانگذار آن موسسه دانست. ولي پس از مدتي به علت تکروي و کارهاي خودسرانه و بدون مشورت يکي از اعضاي هيئت مديره و ممانعت او از اجراي طرحهاي استاد و از جمله ايجاد يک شوراي روحاني که کارهاي علمي و تبليغي حسينيه زير نظر آن شورا باشد سرانجام در سال 1349 عليرغم زحمات زيادي که براي آن موسسه کشيده بود و عليرغم اميد زيادي که به آينده آن بسته بود در حالي که در آن چند سال خون دل زيادي خورده بود از عضويت هيئت مديره آن موسسه استعفا داد و آن را ترک گفت.

در سال 1348 به خاطر صدور اعلاميه اي با امضاي ايشان و حضرت علامه طباطبايي و آِيت الله حاج سيد ابوالفضل مجتهد زنجاني مبني بر جمع اعانه براي کمک به آوارگان فلسطيني و اعلام آن طي يک سخنراني در حسينيه ارشاد دستگير شد و مدت کوتاهي در زندان تک سلولي به سربرد. از سال 1349 تا 1351 برنامه هاي تبليغي مسجدالجواد را زير نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلي بود تا اينکه آن مسجد و به دنبال آن حسينيه ارشاد تعطيل گرديد و بار ديگر استاد مطهري دستگير و مدتي در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد شهيد سخنرانيهاي خود را در مسجد جاويد و مسجد ارک و غيره ايراد مي کرد. بعد از مدتي مسجد جاويد نيز تعطيل گرديد. در حدود سال 1353 ممنوع المنبر گرديد و اين ممنوعيت تا پيروزي انقلاب اسلامي ادامه داشت.

اما مهمترين خدمات استاد مطهري در طول حيات پر برکتش ارائه ايدئولوژي اصيل اسلامي از طريق درس و سخنراني و تأليف کتاب است. اين امر خصوصاً در سالهاي 1351 تا 1357 به خاطر افزايش تبليغات گروههاي چپ و پديد آمدن گروههاي مسلمان چپ زده و ظهور پديده التقاط به اوج خود مي رسد. گذشته از حضرت امام، استاد مطهري اولين شخصيتي است که به خطر سران سازمان موسوم به « مجاهدين خلق ايران » پي مي برد و ديگران را از همکاري با اين سازمان باز مي دارد و حتي تغيير ايدئولوژي آنها را پيش بيني مي نمايد. در اين سالها استاد شهيد به توصيه حضرت امام مبني بر تدريس در حوزه علمي قم هفته اي دو روز به قم عزيمت نموده و درسهاي مهمي در آن حوزه القا مي نمايد و همزمان در تهران نيز درسهايي در منزل و غيره تدريس مي کند. در سال 1355 به دنبال يک درگيري با يک استاد کمونيست دانشکده الهيات! زودتر از موعد مقرر بازنشسته مي شود. همچنين در اين سالها استاد شهيد با همکاري تني چند از شخصيتهاي روحاني، «جامعه روحانيت مبارز تهران » را بنيان مي گذارد بدان اميد که روحانيت شهرستانها نيز به تدريج چنين سازماني پيدا کند.

گرچه ارتباط استاد مطهري با امام خميني پس از تبعيد ايشان از ايران به وسيله نامه و غيره استمرار داشته است ولي در سال 1355 موفق گرديد مسافرتي به نجف اشرف نموده و ضمن ديدار با امام خميني درباره مسائل مهم نهضت و حوزه هاي علميه با ايشان مشورت نمايد. پس از شهادت آيت الله سيد مصطفي خميني و آغاز دوره جديد نهضت اسلامي، استاد مطهري به طور تمام وقت درخدمت نهضت قرار مي گيرد و در تمام مراحل آن نقشي اساسي ايفا مي نمايد. در دوران اقامت حضرت امام در پاريس، سفري به آن ديار نموده و در مورد مسائل مهم انقلاب با ايشان گفتگو مي کند و در همين سفر امام خميني ايشان را مسؤول تشکيل شوراي انقلاب اسلامي مي نمايد. هنگام بازگشت امام خميني به ايران مسؤوليت کميته استقبال از امام را شخصاً به عهده مي گيرد و تا پيروزي انقلاب اسلامي و پس از آن همواره در کنار رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامي و مشاوري دلسوز و مورد اعتماد براي ايشان بود تا اينکه در ساعت بيست و دو و بيست دقيقه سه شنبه يازدهم ارديبهشت ماه سال 1358 در تاريکي شب در حالي که از يکي از جلسات فکري سياسي بيرون آمده بود يا گلوله گروه نادان و جنايتکار فرقان که به مغزش اصابت نمود به شهادت مي رسد و امام و امت اسلام در حالي که اميدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمي عظيم فرو مي روند.

سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهرش.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:6  توسط عاشق امام حسین  | 
اون روز ایستگاه اتوبوس خیلی شلوغ بود اما برخلاف هر روز که ما با این صحنه مواجه می ‌شدیم و ابروهامون توی هم می رفت اصلا بهش اهمیت ندادیم . یعنی اصلا متوجه این موضوع نشدیم . توی صف ایستادیم و بی توجه به اطرافمون خاطره ی چند ساعت پیش رو تداعی می کردیم ...  نمی شد ازش گذشت و بهش نخندید !

هر کدوم از بچه ها یه تیکه از ماجرا رو می گفت و بقیه با یادأوری اون می خندیدند عجب روزی شده بود اون روز بعد از کلی گرفتاری های درسی و فکری مجالی پیدا کرده بودیم برای خوش بودن ! چشام از خنده تار شده بود و کیفم به دستم سنگینی می کرد که یه دفعه متوجه صدایی از پشت سرم شدم :

لا اله الا الله   -   استغفروالله    -    عجب دوره زمونه ای شده ....

خنده هامون که آرومتر شد همگی فهمیدیم پیرزنی که پشت سرمون ایستاده و زیر لب غرغر میکنه منظورش به ماست !!!

آخه چقدر شما جلفید ؟!!!

یواش سرمونو به هم نزدیک کردیم و گفتیم : این پیرزنه با ما بود ؟؟ برق از سرم پرید به ما گفت : جلف ؟؟؟!!!

برگشتم و نگاهش کردم و اینبار چشم در چشم به ما گفت : دختر هم دخترای قدیم ... یه ذره حیا سرشون می شد ...

نمیدونستم بخندم  یا گریه کنم  ؟ هممون عصبانی بودیم که یدفعه پیرزنه ادامه داد :

" همین کارا رو می کنین که براتون شوهر گیر نمیاد دیگه  ... دیگه نمیشد از کنارش گذشت و بهش نخندید ... چهار نفری زدیم زیر خنده "

حالا می بینم خاطره اولی که ما رو مجبور به خندیدن توی ایستگاه می کرد باعث ایجاد خاطره ی خنده دارتری توی خود ایستگاه شد که تا در خونه و تا حالا هم باعث خنده ما میشه .

 

 

( قابل توجه دختران عزیز گفته باشم که هر چهار نفر ما الان سر خونه زندگی خودمونیم و البته خانومهای محترمی !!!  هم هستیم ) .

 

                                                              نویسنده : خانم راضیه ایمانی

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 19:47  توسط عاشق امام حسین  | 
با عرض سلام به شما برادران و خواهران دانشجو و ریاست محترم و معاونت محترم و همچنین اساتید گرامی و پرسنل زحمت کش دانشگاه آزاد اسلامی رودبار ، فرا رسیدن سال ۱۳۸۷ را به شما و خانواده های محترمتون از طرف هئیت امنا پیشاپیش تبریک و سال خوب توام با موفقیت را برایتان آرزومندیم

اینبار یه سری متن آماده کردم امیدوارم مورد قبول شما دوستان و عزیزان قرار بگیره نظر یادتون نره ... در ضمن خوشحال خواهیم شد با شما دوستان تبادل لینک هم داشته باشیم .

                 **********  **********

۱. از پیروزی تا سقوط فقط یک گام فاصله است .  " ناپلئون "

۲. چنان زندگی کن که وقت مردن آرزو خواهی کرد و با هر کس چنان رفتار کن که از او توقع داری !      " کنفوسیوس "

۳. از دست دادن امیدی پوچ و آرزویی محال ، خود موفقیت و پیشرفت بزرگی است ...     " شکسپیر "

۴. آن که انتقام می کشد یک روز خوشحال است و آنکه می بخشد یک عمر   " امام علی ( ع )

۵. از صاحبدلی پرسیدند : که سخاوت بهتر است یا شجاعت ؟ گفت : آنرا که سخاوت است حاجت به شجاعت نیست ....       " سعدی "

۶. زن پهلوانترین است که دلیرترین مردان را در سخت ترین اوقات خشم آرام می کند ....       " هردوت "

۷. خوشبخت کسی است که راه قدردانی خدمت دیگران را می داند و شادی دیگران را به قدر شادی خود حس میکند ...       " گوته "

۸. آنچه باعث آزار ماست زندگی است یک بیمار همین که مرد تمام آلام او از بین می رود         " مترلینگ "

۹. برای یاد گرفتن آنچه که می خواستم بدانم احتیاج به پیری داشتم اکنون برای خوب پیدا کردن آنچه که می دانم احتیاج به جوانی دارم     " ژوبرت "

۱۰. باران هم روی ظالم می بارد هم روی مظلوم ولی بیشتر روی مظلوم می بارد زیرا ظالم چتر مظلوم را ربوده است .       " کریستوفر بن "

                 **********  **********

        زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نیست 

      در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست

      در طریقت هر چه پیش سالک آید هنر اوست

     در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست

                              ********************

امیدوارم از این سری متن ها خوشتون اومده باشه در ضمن خوشحال میشیم شما دوستان برادران و خواهران یکی از این شماره ها رو انتخاب کنید .

                           یکی از عاشقان حسین

                                                                      یا علی مدددددددددددد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 20:50  توسط عاشق امام حسین  | 
با عرض سلام خدمت دوستان عزیز این وبلاگ فرا رسیدن اربعین سیدا لشهداء ( ع ) را به شما برادران و خواهران عزیز این وبلاگ تسلیت عرض می نمائیم .

خلاصه ای از اربعین :

در چنین روزی چهل روز از فاجعه ی مولمه ی شهادت امام حسین ( ع ) و اهل بیت و اصحاب با وفایش می گذرد . بر دوستان و شیعیان اهل بیت ( ع ) لازم است که با پوشیدن لباس مشکی ، تعطیلی کار و برپایی مجالس عزا و شرکت در مجالس سینه زنی و ذکر مصیبت این روز را تعظیم نمایند .

                         *****************************

زیارت جابر از کربلا :

در این روز در سال ۶۱ هجری جناب جابربن عبدالله انصاری و همراهانش قریب به چهل روز بعد شهادت امام حسین ( ع ) از مدینه به کربلا وارد شدند . او به همراه عطیه قبر حبیبش سیدالشهدا ( ع ) را زیارت کرد.

                         *****************************

امام حسین می فرماید :

برای سلام کردن هفتاد پاداش است که شصت و نه پاداش آن برای آغاز کننده و یک پاداش آن برای جواب دهنده ی آن می باشد .

                        ******************************

امام حسین همچنین فرمودند :

هرگز در غیاب برادر دینی ات سخن نگو جز ان سخنی را که دوست داری او در غیاب تو بگوید .

                        ******************************

آیت الله خامنه ای می فرمایند :

درسی که اربعین به ما می دهد . زنده نگهداشتن یاد حقیقت و خاطره ی شهادت در مقابل توفان تبلیغات دشمن است .

                        ******************************

مجددا فرا رسیدن اربعین امام حسین (ع) را به شما برادران و خوهران دانشجو و همه ی شما عزیزان و همچنین ریاست محترم ، معاونت محترم ، و پرسنل زحمتکش و اساتید تسلیت عرض می نمائیم .

      اعضای هیئت برادران فاطمیون دانشگاه أزاد اسلامی رودبار

                                                        یا علی مددددددددددددددددددددد

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 20:4  توسط عاشق امام حسین  | 
 فرا رسیدن ولادت با سعادت امام موسی کاظم رو به شما دوستان و برادران و خواهران هیئتی این وبلاگ تبریک عرض میکنم .

خلاصه ای از زندگی نامه :

 بنابر مشهور در این روز ( یکشنبه ) به سال ۱۲۸ هجری در ابواء بین مکه و مدینه حضرت موسی بن جعفر (ع) به دنیا امد . پدر والامقام ان حضرت امام صادق (ع) و مادر ایشان حمیده المصفاه می باشند.

مشهورترین لقبهای آن حضرت صالح ، صابر ، امین و کاظم و مشهورترین کنیه ی آن حضرت ابوالحسن است. اگرچه امیرالمومنین (ع) به ابوالحسن اول ، و از امام رضا (ع) به ابوالحسن ثانی و از حضرت هادی (ع) به ابوالحسن ثالث تعبیر می کنند. البته گاهی به خاطر تقیه از آن حضرت به عنوان عبد صالح فقیه ، عالم نیز تعبیر کرده اند .

  مجددا این ولادت رو به شما برادران و خواهران و همچنین رئیس محترم دانشگاه و معاونت محترم و پرسنل زحمت کش تبریک و تهنیت عرض می نمائیم .

                              با سپاس

                                  اعضای هئیت فاطمیون دانشگاه ازاد اسلامی رودبار

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 18:18  توسط عاشق امام حسین  | 
شهادت خانم حضرت رقیه (س) را به همه ی شیعیان و شما برادران و خواهران عزیز تسلیت عرض می نمایم . انشال... هر حاجتی دارید از دست خود خانم رقیه بگیرید . خلاصه ای از زندگینامه ی خانم بی بی رقیه رو واسه شما عزیزان مینویسم :

در روز پنجم ماه صفر سال ۶۱ هجری حضرت رقیه (س) مظلومانه به شهادت رسید . نام شریفش رقیه ، فاطمه و زینب است . پدرشان مولاناالشهید اباعبدالله الحسین (ع) و مادرشان ام اسحاق است.

ولادت آن حضرت در مدینه بود و در سن سه سالگی یا بیشتر در محرم ۶۱ هجری با پدر بزرگوارش به کربلا امد. قبل و بعد از روز عاشورا بارها مورد تفقد و دلجویی اباعبدالله (ع) قرار گرفت تا انجا که به خواهرش زینب (س) در مورد او سفارش فرمود . بعد از شهادت امام حسین (ع) و اهل بیت و اصحابه همراه با اسرا به کوفه و شام برده شد و در مسیر چهل منزل راه شام رنجهای فراوانی دید .

در شام بعد از دیدن سر نورانی پدر با پیشانی شکسته در خرابه ، آنقدر ناله زد و گریست تا به ملکوت اعلاء پیوست ، و بدن شریف آن حضرت را شبانه دفن کردند .

                  ********************************

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 5:10  توسط عاشق امام حسین  |